عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

517

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

زبانش از ناحيه كنج چپ دهان برگشته است . و قال ابو الرّمكاء . . . ابو الرّمكاء گفت كه آشنايى وى با نان كهنه است ، و او را سالى اندوهبار و مطرود است . و قبلك . . . و پيش از تو طبيب مريض را معالجه كرد . پس مريض بماند و طبيب بمرد . و كذاك . . . و روزگار جوانمرد را در جست و جوى زندگى و در حالات گوناگون ، آن چنان هدف قرار مىدهد . و لقد علمت . . . هرآينه بتحقيق دانستم مرگ فرا خواهد رسيد كه تيرهاى مرگ را خطايى نيست . و النّاس . . . و مردم به كسى كه در زندگى با خوبى و خير روبرو مىشود چيزى مىگويند كه دلش مىخواهد ، و براى ما در آن كه به هدفش نرسيده داغ و مصيبت است ( يعنى به بخت برگشته گويند مادرش به عزايش بنشيند ) . و هو الّذى . . . اوست كه از زن باردار ، از ميان اندرون و غضروفهاى پهلو جاندارانى كه حركت مىكنند ، بيرون آورد . يا شبيه . . . اى آن كه در نيكويى و درخشندگى و منزلت و رفعت همانند ماه تمامى . يا قاتل . . . اى خداى بنى السّعلاة كه از نسل عمرو بن يربوع و از بدترين مردمند بكشد ! يختلف . . . مردم تا زمانى كه ما براى كارشان گرد نياييم ، با يكديگر اختلاف پيدا مىكنند ، و هرگاه طايفه مضر بر سر امرى متّحد شوند ، اختلافى تحقّق نمىيابد .